㋡ஜمیخوام برسونمت لاو بترکونمت ஜ♥
عاشقانه و خاطرات زندگیم . از هیاهوی واژه ها خسته ام___ من سکوتم را از اوراق سپید اموخته ام
میدونی سر یه چیزی باهاش بحث کردم الانم باهاش قهر کردم اصلانم حوصله شو ندارم واسم جای تعجب داشت حاضر نشد ازم معذرت بخوات فقط چند بار اسمم را صدا زد منم جوابشو ندادم بعد بهم گفت یعنی بابد منت بکشم!!!!!!! من بهش گفتم بای البته میدونم چشه آخه ۱هفته رفتیم مسافرت جاتون خالی خیلی خوش گذشت دیشب هی اصرار میکرد دلم واست تنگ شده میخوام ببینمت منم انگار اصلا دیگه حوصله شو ندارم الکی بهش گفتم نمیتونم تا۱هفته دیگه بیام واسه همین ناراحت شد!!!!!!!! ولی دلم میخواست یه چند روزی باهاش قهر کنم.خوشحالم که خودش این بهانه را دستم داد حالا تا حسابی منتم را نکشه عمرا باهاش آشتی کنم ....... زنی ، بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت : بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام. به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید : ” شنیدید ، راننده چه توهینی به من کرد؟ ” مسافر می گوید : ” این میمون رو بده به من ، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن. “ داستان کوتاه : لیوان آب و مشکلات! استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم. به نظر شما هدیه ولنتاین چی باشه خوبه؟؟؟؟؟ کاش می شد خالی از تشویش بود میدونید که من عاشق بارونم!!!!!!!!!!!!!!! اگه با عشقت زیر بارون قدم بزنی که دیگه محشره!!!!!!!!۱ آره اصفهان هم این ۲روزه عین بقیه جاها بارونی بود تاززززززززززززززززززززززززززززززززه ۱ خبر خووووووووووووووووووووووب رودخونه بالاخره باز شد وای نمیدونید چقدر باحال بود اون لحظه که آب امد جاتون خالی چون هیچ حای دنیا اصفهان نمیشه دیروز بادوستام رفیتم سی و سه پل هوا سرد بود ما هم آش رشته خریدیم خوردیم وای نمیدونید چقدر چسبید امشب هم میخوام با عشقم بریم تا عین اون روزا با هم لب آب بشینیم و من براش گیتار برنم اون بخونه وای میگما چقدر دانشگاه خوبه؟؟من که خیلی خوشم اومد البته درسته پسرای کلاس ما مالی نیستند ولی بازار دوستیابی از نوع خفنش تا دلتون بخواد تو دانشگاه ماداغه من که فعلا از کسی خوشم نیومده ولی متاسفانه انگار همه از من خوششون اومده .از بس به بهونه جزوه اومدند جلو دیگه هر کی حرف جزوه میزنه میخوام جفت پابرم تو شکمش ولی ترم اولی بودنم پایه خنده استا از بس این چند وفته با دوستام سوتی دادیما پاک ابرومون رفت میدونی دوسته خرم میخواد از استاد ؟ بپرسه میگه خانم اجازه!!!!!!!!فکرشو بکن خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سر در گم .خداحافظ گل گندم تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ .....!
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد. حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می شود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می آید، برآیید! دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!
![]()
![]()
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش با هر دل , دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش لبخندها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب ونان نداشت
کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه رابا غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرف تر را سرود
کاش من هم یک قناری می شدم
درتب آواز جاری می شدم
آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانیم
شهر من آن سو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هرکه می آید به او گل می دهد
دشتهای سبز , وسعتهای ناب
نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت
می روم آن سو تو را پیدا کنم
در دل آینه جایی باز کنم

سام علیک حالتون چیطوره؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
| Design By : Night Skin |







